۱۳۸۷-۰۸-۰۱

گرم و زنده، بر شن های تابستان..

راند 6، صورت زخمی و کاملا کبود ، درد شدید شکم ، دنده های شکسته، گیجی سر و رینگی که داره می چرخه،
فاصله بین نگاه خسته و اون هوک چپ لعنتی فقط یک ثانیه است.

۹ نظر:

ناشناس گفت...

خیلی خشن بود
حالا راه حلش وقتی هوک چپ رو خوردی چون خسته ای فوقش می افتی زمین تا داور ده رو نخونده بلند میشی با یه ضربه ی غافلگیرانه(می تونی تو منطقه جریمه بزنیD:)از پا درش میاری اگر هم که نتونستی بلند بشی که ناک دانی و کارت تمومه وقتی وارد رینگ بوکس شدی نباید به حریفت رحم کنی در ضمن سعی کن همیشه مشت اول رو بزنی

ناشناس گفت...

ببین من چه ویزیتر خوبی هستم همیشه نظرات جالب میدم ولی جنابعالی خداییش هم خیلی بی حالی هم بی حوصله ای هم من فکر کنم با خودت هم قهری ناراحت نشی ها ولی یه کم اکتیو باش(:

Amin گفت...

سلام
یاد کارتون های ژاپنی افتادم مثل فوتبالیستها. همون یک ثانیه دو سه قسمت طول می کشید، یا خیلی فیلم ها و کارتونهای دیگه که اصل ماجرا توی همین یک ثانیه ها (و البت 2-3 ساعتی برای ما) اتفاق می افته مثل یه ثانیه آخر زندگی یالحظه آخر امید.

به نظرت چه قدر خوشی و عشق و خاطره رو می شه بین نگاه خسته و هوک چپ جا داد؟

ناشناس گفت...

سلام.خوبی؟
چقدر این دوستت به موضوع جالبی اشاره کرد راست میگه سر این فوتبالیستا همیشه حال آدم رو میگرفتن
بین نگاه خسته و هوک چپ فقط با نگاهت می تونی کاری رو انجام بدی
1-با یه نگاه مهربون یکی رو خوشحال کنی
2- با یه نگاه عاشق بشی
3-ثانیه ها هم که خاطره س
(من همیشه همه چیز رو با عشق محاسبه می کنم)
-می خواستم فقط یکی از آشناهات واسه ت اندازه من نظر می ذاشت با کله می رفتی تو وبش
ما بالاخره فهمیدیم این امامزاده معجزه نداره(حداقل واسه ما!)
پس کنگرچولیشن! که از دست نظرات این دیوونه راحت شدی

ناشناس گفت...

خب به سلامتی ما نظرمون عوض شد
همچنان تحملمون کن

ناشناس گفت...

حالا هی خودتو بیگیر واسه ما
نترس نمی خورمت خوش اخلاق
تصمیم گرفتم این آپم راجع به انتقاد از من باشه(اعم از وبلاگ و اخلاق و ...)
پس چرا معطلید بسم ا...
(این آپ خوراک خودته بیا هرچی می خوای بوگو)

ناشناس گفت...

آه،اين است آنچه مي جستي به شوق
راز من، راز زني ديوانه خو
راز موجودي که در فکرش نبود
ذره اي سوداي نام و آبرو

راز موجودي که ديگر هيچ نيست
جز وجودي نفرت آور بهر تو
آه، اين است آنچه رنجم مي دهد
ورنه، کي ترسم ز خشم و قهر تو

ناشناس گفت...

my newest blog entry is 4 U

ناشناس گفت...

ما گذشتيم و گذشت آنچه تو با ما کردي مطمئن باش و برو ضربه‌ات کاري بود دل من سخت شکست و

چه زشت به من و سادگي‌ام خنديدي به من و عشقي پاک که پر از ياد تو بود و خيالم مي‌گفت تا ابد مال

تو بود تو برو، برو تا راحتتر تکه‌هاي دل خود را آرام سر هم بند زنم